|
|
|
|
|
زمزمه آیه أمّن یُجیب ... به انتظار ظهور مضطرّ حقیقی عالم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389 و به عنایت چشم خدا (عج)
|
||
|
|
|
|
|
این روزا این برنامه های تلویزیون هم از مدینه و مکه و بقیع و ... می گن داشت امشب بقیع رو نشون می داد و از غربت ائمه و رسول الله (ص) می گفت از رفتار اونایی که مسئول این بدبختیان من نمی دونم اینا چرا هیچی نمی فهمن مجری می گفت که حتی شبا یه چراغی ... یه شمعی روشن نمی کنن ... حالا یه چیزی دل بی صاحب ! نور می خواد بیاد، راهش نمی دی امام زمانت می خواد جلوه کنه ... پشت می کنی تاریکی ... خیلی تاریکی .... " القلب حرم الله " می فهمی یعنی چی ... حالم از تو هم به هم می خوره .... اونا که غیر مسلمونن اونام که وهابی و سنّی و ... اینام که شیعه بی خیال تو که ادعای امام زمانت بود هم که بازار مشترک از آب در اومدی دلم می سوزه برای امام زمانم بگذریم ... مـُُرده که چیزی نمی شنوه حالا من هی روضه بخونم هی براش از حافظ بخون پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم فایده نداره ------------------------------------------------------ یه مدینه... یه بقیعه ...یه دل مُرده !... یه امامی که حرم نداره امون ای دل ... امون از غریبی
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و به عنایت چشم خدا (عج)
|
|
||
|
|
|
|
|
امام جواد (عليه السّلام): وَاعلَم أنَّكَ لَن تَخلُوَ مِن عَینِ اللهِ فَانظُر کَیفَ تَکُونُ
Be aware, you are not concealing from God’s eye, so see how you are
تمام محامدی که در عالم ؛ هر کمال و هر حمد و هر ستایشی که باشد، به او واقع می شود ، برای اوست. آدم خیال می کند یک غذایی را که می خورد ، از آن تعریف می کند که چه غذای لذیذی بود! این حمد خداست، خود آدم نمی داند. [یا می گوید :] چه آدم خوبی است!چه فیلسوف و دانشمندی است! ، این ثنا برای خداست، خود آدم نمی داند این را. برای چه؟ برای این که آن فیلسوف و دانشمند از خودش هیچ ندارد، هرچه هست جلوه اوست. آنچه هم که ادراک کرده با عقلی ادراک کرده که جلوه ی اوست، خود ادراک جلوه اوست، خود مُدرک جلوه اوست ، همه چیز از اوست. آدم خیال می کند مثلا از این فرش دارد تعریف می کند [یا] از این آدم دارد تعریف می کند ؛ هیچ حمدی برای غیر خدا واقع نمی شود. هیچ ستایشی برای غیر خدا واقع نمی شود، برای این که شما هرکس را ستایش می کنید [به این دلیل ] که چیزی در او هست ستایشش می کنید، عدم را هیچ وقت ستایش نمی کنید، یک چیزی در او هست که ستایش [می کنید] ، هر چه هست از اوست ، هرچه ستایش بکنید ستایش اوست هرچه حمد و ثنا بگویید مال اوست "الحمد" یعنی همه حمدها ، هرچه حمد هست ، حقیقت حمد مال اوست. ما خیال می کنیم که داریم زید را تعریف می کنیم ، عمرو را تعریف می کنیم ، ما خیال می کنیم که داریم از این نور شمس ، از این نور قمر تعریف می کنیم، از باب این که نمی دانیم. از واقعیت چون محجوبیم ، خیال می کنیم داریم این را تعریف می کنیم، لکن پرده وقتی برداشته می شود می بینیم نه ، همه تعریفها مال اوست، برای این جلوه ی اوست که شما از او تعریف می کنید. الله نور السماوات والارض ، هر خوبی هست از اوست ، تمام کمالات از اوست ،از اوست یعنی این که همان جلوه اوست با یک جلوه ای همه ی عالم موجود شده و ما گمان می کنیم که خودمان داریم عمل می کنیم. بخشی از کتاب تفسیر سوره حمد حضرت امام (ره)
یا سیّدنا یا وجیها عند الله یا ربّ الجواد بحقّ الجواد اشف صدر الجواد بظهور الحجّة |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و به عنایت چشم خدا (عج)
|
|
||
|
|
|
|
|
یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحقّ اخیک الحسین
نیمه شب با صدای ناله ای از خواب بیدار شدم . اسیری تشنه و بیمار افتاده بود. بالای سرش نشستم. - چه می خواهی ؟ - فقط کمی آب برایم تهیه کن! آب نداشتیم. رفتم پشت پنجره و نگهبان را صدا زدم. - کمی آب برای این بیمار بیاور! به من فحش و ناسزا حواله داد بعد هم رفت با شرمندگی و ناامیدی بالای سر دوستمان آمدم. او شنیده بود. گفت: " اشکالی ندارد به یاد صحرای کربلا تشنه می مانم." ساعتی بعد تشنه به شهادت رسید *********************** از کتاب : "شهدای غریب" نگارش : عبدالمجید رحمانیان ؛ انتشارات پیام آزادگان
سلام خدا بر نازدانه حضرت اباعبدالله و بر قلب مبارکش آنگاه که در اضطراب افتاد هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت زان میان پروانه را در اضطراب انداختی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و به عنایت چشم خدا (عج)
|
|
||