|
|
|
|
قرار بود نامه ام رنگ درد نگیرد که گرفت… قرار بود نامه ام رنگ گلایه نگیرد که گرفت… کسی نیست بگوید به جای نوشتن نامه ، عاشق باش.
عزیز دلم؛ منتظر آن دَمم که نگاهم کنی
و سال دل تحویل شود و مردمان بخندند و کودکان معصوم فقر لباس عافیت بپوشند و ناجوانمرد از شرم بمیرد …
بگذار بنویسم به یک بار نوشتنش که می ارزد. من هیچ وقت به وعده هایم وفادار نبوده ام می دانم. یا یاریم کن که برای تو باشم … یا برای همیشه نام مرا از دفتر مدعیان عشقت خط بزن.
. . . ببخش دوباره تند رفتم… دوباره تند رفتم… تند رفتم…
|
||
|
+ نوشته شده چهارشنبه 26 بهمن1390 توسط غبار
|
|
||